X
تبلیغات
پـاتوق مهلا - رمان وحشی اما دلبر
شینا:قدرتمند

علاقه ای به نوشتن مقدمه ندارم..بیشتر رو خلاصه ی رمان تمرکز میکنم..ولی فکر میکنم این آهنگ احسان خواجه امیری خیلی بهش نزدیکه..پس به عنوان مقدمه میزارم:

تو با تمام قلب من... نیومده یکی شدی...

به قصد کشتن اومدی....تمام زندگی شدی...

بیا به قلب عاشقم ....بهونه ی جنون بده...

اگه مثل من عاشقی.... تو هم به من نشون بده...

من که بریدم از همه..... به اعتماد بودنت...

دیگه باید چی کار کنم..... واسه به دست آوردنت...

از لحظه ای که دیدمت ....بیرون نمیرم از خودم...

دیگه قراره چی بشه.... بفهمی عاشقت شدم...

درد منو کی میفهمی؟...عاشقتم چون بی رحمی...

دوری ازم تا رویا شی...عاشقتم هرچی باشی....

پست های اول رمان وحشی اما دلبر 14 الی 15 تیر گذاشته میشه.

در مورد سبکم باید بگم من دوست دارم خواننده حس کنه..همونطوری که من حس میکنم...

قسمت هایی که لازم باشه از زبان پسر هم مینویسم.

رمان های منم که میدونین +18 نوشته میشن..البته نه تا اون حدی که فی.لت.ر بشه..

تا الان دو تا رمان نوشتم..اولین رمان عشق و گرما بود که ناپختگی زیاد داشت ولی صحنه ی خیانت آرتا به وستا رو نقطه ی تاپ رمانم میدونستم..

دومین رمانم هکر قلب بود که چند وقت پیش تموم شد...در مورد اتفاقاتی بود که بین بزرگترین هکر جهان و دختری که به راحتی به قلب نفوذ میکرد می افتاد...

و سومین رمانم:وحشــــــــی اما دلبر....

این رمان از دو تای قبلی طولانی تره...و هم چنین متفاوت...دختری سنگدل از خاندان سلطنتی...رمان به گذشته برنمیگرده..یعنی توی همین زمان حال اتفاق میفته...یک خونواده از بازماندگان خاندان سلطنتی قاجار...

و نکته ی دیگه ای که اگه دو تا رمان قبلیم رو خونده باشین حتما تا الان متوجه شدین اینه که شخصیت دختر رمان های من به راحتی گریه نمیکنه...مخصوصا توی این رمان...پس در این مورد نقدی رو قبول نمیکنم...شاید به نظرتون دختر فوق العاده بی رحمی به نظر بیاد..ولی شینا همینه...سنگدل و بی رحم...که در طول داستان مجبور میشه به خاطر هدفش طناز و دلبر بشه...کاری که به خوبی از پسش بر میاد...

.شینا...فرد سلطه گری که از خاندان سلطنتی باقی مانده از عصر قاجاره...دختری که کنار کشیده...از خونوادش...ولی محکمه...قویه...خاصه...پر از قدرته...این بار ارباب یک خاندان مرد نیست..یک دختره...دختری که حتی خونوادش هم از ابهتش میترسیدن...دختری که چشماش یخه...ولی میتونه وحشی بشه..دلبر بشه..ناز کنه...عشوه بریزه..بی رحم باشه...شینا پر از صلابته..جنسش از اقتداره...

ولی هدف شینا چیه؟آتیش میزنه یا آتیشش خاموش میشه؟

دختری که از خاندانی نفرین شده است..خاندانی پر از تباهی و نابودی...

****

سن دختر:25

سن پسر:32

لوکیشن متغیره..چند تا پست اول که خیلی کمه توی لندن اتفاق میفته....نصف بیشتر اتفاقات توی کشور ترکیه...و نصف دیگه هم داخل ایران...

توی این رمان هر دو شخصیت مسیحین...

اسم شخصیت اصلیه دختر رو که فهمیدین...شینا...ولی اسم شخصیت پسر رو توی رمان متوجه میشین..

میدونم خیلی حرف زدم... ولی خب رسیدیم به قسمت حساس...راستی یه چیزی بگم...اول قرار بود اسم شخصیت دختر آذر باشه..ولی الان به شینا تغییر پیدا کرده...


موضوعات مرتبط: رمان وحشی اما دلبر

تاريخ : پنجشنبه دوم خرداد 1392 | 14:1 | نویسنده : مهلا علی راد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.